اسماعیل زارعی فعال رسانه ای:
در پی افزایش بیسابقه تنشها در خلیج فارس و گزارشهای تأیید نشده از حملات اخیر به منافع منطقه ای، نام بندر استراتژیک «فجیره» در امارات متحده عربی بار دیگر در کانون توجهات جهانی قرار گرفته است. این بندر، که به عنوان تنها مسیر جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز برای صادرات نفت خام طراحی شده، به ناگاه به یک سیبل استراتژیک و معمای لاینحل امنیتی برای حامیانش تبدیل شده است.
پاسخ قاطع و کوبنده ایران به هرگونه تعرض، و تأکید صریح بر عدم اجازه برای «سوزاندن» نقش حیاتی و غیرقابل انکار تنگه هرمز، نه تنها تاکتیکهای بازدارندگی تهران را با صلابت تمام به نمایش میگذارد، بلکه پیامدهای عمیقی برای آینده امنیت انرژی جهان و ژئوپلیتیک بیثبات منطقه خواهد داشت. این رویدادها، خطوط قرمزی جدید را ترسیم و قواعد بازی را به شکل بنیادین بازتعریف کردهاند.
هرمزگان من- بندر فجیره، از دیرباز یکی از نقاط کلیدی در پازل پیچیده و پرمخاطره امنیت خلیج فارس بوده است. اهمیت حیاتی این بندر نه تنها به دلیل موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد آن در خارج از تنگه هرمز و در ساحل دریای عمان است، بلکه به دلیل زیرساختهای گسترده نفتی و قابلیتهای عظیم ذخیرهسازی و صادرات نفت که میتواند به عنوان یک مسیر جایگزین در صورت انسداد تنگه هرمز عمل کند.
همین ویژگی ظاهراً “نجاتبخش”، آن را به یک هدف استراتژیک و نقطه آسیبپذیر در هرگونه رویارویی احتمالی در منطقه تبدیل کرده است. این بندر، در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز ذخیرهسازی، اختلاط و سوخترسانی دریایی در جهان تبدیل شده و برای صادرات نفت امارات و حتی برخی کشورهای منطقه نقشی غیرقابل جایگزین دارد.
برای جمهوری اسلامی ایران، تنگه هرمز نه یک گذرگاه صرف، بلکه یک شاهراه حیاتی، غیرقابل چشمپوشی و خط قرمز امنیتی است. تهران بارها به صراحت اعلام کرده که امنیت تنگه هرمز را خط قرمز بیچون و چرای خود میداند و هرگونه اخلال یا تعرض در آن، با پاسخی قاطع و کوبنده مواجه خواهد شد.
در این میان، بندر فجیره نقش دوگانهای ایفا میکند؛ از یک سو، اماراتیها با چراغ سبز و هدایت آمریکا، این بندر را به منطقهای برای دور زدن تنگه هرمز و ترانزیت نفت و گاز معرفی کردهاند؛ بدین معنا که نفت از ابوظبی به فجیره منتقل میشود تا نفتکشها بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز، از همان فجیره مستقیماً راهی اقیانوس هند شوند.
اما از سوی دیگر، همین تلاش مذبوحانه برای تضعیف نقش تنگه هرمز و ایجاد مسیری جایگزین، فجیره را به یک نقطه آسیبپذیر و اهرم فشار استراتژیک برای ایران تبدیل کرده است. ایران با نشانه رفتن فجیره، به طرفهای متخاصم با صراحت تمام هشدار میدهد که هیچ مسیر جایگزینی، تحت هیچ شرایطی، نمیتواند به طور کامل امنیت تنگه هرمز را “خنثی” یا “بیمه” کند و این تصور یک توهم خطرناک است.
در پی حوادث اخیر و تهدیدات فزاینده منطقهای، ایران با اقدامات عملی و هشدارهای صریح خود، مجدداً خطوط قرمز خود را در مورد فجیره و نقش آن در معادله تنگه هرمز بازتعریف کرده و این تعریف را با قدرت به نمایش گذاشته است. هرچند جزئیات دقیق واکنشهای ایران معمولاً در هالهای از ابهام و پوشش امنیتی قرار دارد، اما تحلیلگران نظامی و امنیتی معتقدند این پاسخها شامل موارد زیر میشود: ایران با به نمایش گذاشتن تواناییهای بیبدیل موشکی و پهپادی خود، به طرفهای مقابل قاطعانه هشدار میدهد که در صورت لزوم، میتواند اهداف حیاتی در منطقه، از جمله تأسیسات نفتی و کشتیرانی در اطراف فجیره را با دقت و قدرت هدف قرار دهد. برخی گزارشها حاکی از حملات پهپادی به منطقه نفتی بندر فجیره است که البته مقامات ایرانی آن را به طور رسمی رد نکردهاند.
این رویکرد، بخشی جداییناپذیر از استراتژی بازدارندگی فعال ایران است که هدف آن افزایش سرسامآور هزینههای هرگونه اقدام تحریکآمیز و خصمانه علیه منافع و امنیت تهران است. پیام اصلی و صریح ایران این است که تنگه هرمز همچنان نقطه ثقل بلامنازع امنیت انرژی جهان باقی خواهد ماند و هیچ تلاشی برای دور زدن کامل یا کماهمیت جلوه دادن آن موفق نخواهد شد. نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران رسماً بندر فجیره را در محدوده تحت کنترل خود و در دایره انسدادی اعلام کرده است. این امر بدان معناست که خط لوله نفتی امارات عملاً فقط با اجازه و اراده ایران قابل استفاده خواهد بود؛ پیامی که هیچ تردیدی در قاطعیت و توانایی تهران باقی نمیگذارد.
نتیجهگیری امنیتی-نظامی: تحولات اخیر حول محور فجیره، یک گام مهم و خطرناک در تشدید بیسابقه بازیهای ژئوپلیتیک و امنیتی در خلیج فارس است. فجیره، به جای آنکه یک راه حل برای کاهش آسیبپذیریهای منطقه باشد، خود به یک عامل اصلی و تحریک کننده در تشدید تنشها و افزایش حساسیتها تبدیل شده است. این حوادث نشان میدهد که عوامل ژئواکونومیک (اقتصاد سیاسی جغرافیایی) نظیر مسیرهای انتقال انرژی و بنادر حیاتی، به همان اندازه که عوامل ژئوپلوتیک اهمیت دارند، میتوانند در محاسبات نظامی و امنیتی نقشی محوری و تعیینکننده ایفا کنند.
ایران با تأکید بیچون و چرا بر توانایی خود در مقابله با هرگونه تهدید در فجیره، به طور مؤثر از استراتژی بازدارندگی نامتقارن خود برای حفظ و حتی تغییر توازن قوا در منطقه استفاده میکند. تمرکز بر فجیره و آسیبپذیریهای آن، میتواند به افزایش بیرویه درگیریهای غیرمستقیم و نیابتی در این منطقه به شدت حساس منجر شود. هرگونه اختلال در فجیره فقط یک موضوع محلی یا حتی منطقهای نیست، بلکه پیامدهای آن به طور مستقیم دربازار جهانی انرژی بازتاب پیدا خواهد کرد و ریسک بزرگی برای ثبات اقتصاد جهانی است.
در نهایت، آینده امنیت فجیره و نقش آن در معادلات تنگه هرمز، به تصمیمگیریهای استراتژیک و البته جسورانه بازیگران اصلی منطقه و قدرتهای فرامنطقهای بستگی دارد. هرگونه اشتباه محاسباتی، میتواند منجر به پیامدهای وخیم و غیرقابل جبران برای اقتصاد جهانی و ثبات شکنندهی منطقهای شود.
انتهای پیام/ اسماعیل زارعی
