Skip to content

هرمزگان؛ خط مقدم آمادگی مردمی در جنگ

اسماعیل زارعی | خبرنگار و تحلیلگر سیاسی ـ اجتماعی هرمزگان:

هرمزگان به‌دلیل موقعیت راهبردی تنگه هرمز، سواحل و جزایر، بنادر و زیرساخت‌های حیاتی و همچنین پراکندگی جمعیتی و تفاوت جغرافیایی شهرستان‌ها، نمی‌تواند برای آمادگی مردمی صرفاً به یک نسخه عمومی اکتفا کند؛ هرمزگان باید نقشه آمادگی متناسب با جغرافیای خودش را داشته باشد.

فراخوان آموزش و سازماندهی ظرفیت «جان‌فدا» اگرچه می‌توانست زودتر آغاز شود، اما در شرایط کنونی همچنان می‌تواند مؤثر باشد؛ به شرط آنکه از عدد و ثبت‌نام عبور کند و به آموزش، تجهیز، تمرین و مسئولیت مشخص برسد.

مردم؛ کدام لایه دفاع ملی؟

دفاع ملی فقط در خط مقدم نظامی تعریف نمی‌شود؛ در یک بحران گسترده، مردمی که آموزش دیده‌اند، خدمات حیاتی را حفظ می‌کنند، به امدادرسانی کمک می‌کنند، از کودکان و سالمندان مراقبت می‌کنند و آرامش و نظم اجتماعی را حفظ می‌کنند، بخشی از ظرفیت تاب‌آوری کشورند.

اما این ظرفیت زمانی معنا پیدا می‌کند که هر فرد بداند در چه سطحی مسئول است، چه مهارتی دارد و در لحظه بحران باید به چه مرجعی مراجعه کند. این موضوع رابطه مستقیمی با کاهش خسارتها و تهاجم دشمن دارد.

از فرمانده پایگاه، «سناریو» بخواهیم

مطالبه روشن است؛ هر پایگاه بسیج و هر مجموعه مسئول محلی باید برای منطقه خود سناریوی آمادگی داشته باشد.

اگر حمله هوایی رخ داد چه کنیماگر ارتباطات قطع شد چه کنیماگر زیرساختی آسیب دید چه کنیماگر نیاز به تخلیه و اسکان اضطراری ایجاد شد چه کنیم. اگر مراکز درمانی با موج مصدومان روبه‌رو شدند چه کنیم. اگر شایعه و جنگ روانی فضای جامعه را هدف گرفت، مرجع اطلاع‌رسانی معتبر کجاست.

مساجد، هیئات، کانون های محلی گردان های رزمی امام حسین (ع) و فاتحین اقدام به تهیه آرشیو از عناصر درگیر،فعالین پشت جبهه،ستاد پشتیبانی جنگ و اعزامی ها به مناطق عملیاتی کنند و بعنوان یک دوره تاریخی عظیم از حماسه و دفاع وطنی به یادگار بگذارند.

سناریو باید تمرین شود، نه اینکه فقط در بایگانی بماندآموزش کمک‌های اولیه، امداد و نجات، اطفای حریق، اسکان اضطراری، ارتباطات جایگزین، مدیریت بحران خانواده و محله و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر، باید از سطح دستورالعمل به سطح تمرین‌های واقعی و ایمن محلی برسدمردم قرار نیست.

جایگزین نیروهای تخصصی و نظامی شوند؛ مردم باید برای نقش واقعی خود در تاب‌آوری و پدافند غیرعامل آماده باشندهرمزگان، یک نسخه واحد نمی‌خواهدبندرعباس با جاسک و بشاگرد یک مسئله ندارد؛ میناب، سیریک، بندرلنگه و قشم نیز از نظر جغرافیا، دسترسی، زیرساخت و فاصله از مراکز امدادی شرایط یکسانی ندارندپس آموزش و تجهیز نیز باید متناسب با آمایش سرزمینی انجام شود.

پیشنهاد روشن: «اطلس آمادگی مردمی هرمزگان»

در این اطلس باید برای هر شهرستان، بخش و حتی روستا مشخص شود که مهم‌ترین مخاطرات چیست، مسیرهای اضطراری کدام است، مراکز درمانی و امدادی کجاست، ظرفیت اسکان اضطراری چقدر است، چه افرادی مهارت امدادی یا فنی دارند و مردم در ساعت اول بحران به چه مرجعی متصل می‌شوند.

این یعنی تبدیل «دفاع مردمی» از یک عنوان کلی به شبکه‌ای مشخص از مهارت، مسئولیت و هماهنگیآموزش بدون تجهیز کافی نیستاگر از آمادگی مردمی سخن می‌گوییم، باید حداقل تجهیزات کمک‌های اولیه، امدادی و ارتباط اضطراری نیز متناسب با جمعیت و جغرافیای مناطق فراهم باشد.

در بحران، گاهی چند دقیقه نخست تعیین‌کننده است؛ مردم آموزش‌دیده و مجهز می‌توانند تا رسیدن نیروهای تخصصی، از گسترش خسارت جلوگیری کنند و بخشی از بار امدادرسانی را بر دوش بکشنداز «تعداد» عبور کنیم؛ به «توان» برسیماگر ظرفیت اعلام‌شده «جان‌فدا» را یک سرمایه اجتماعی بدانیم، ارزش واقعی آن زمانی آشکار می‌شود که هر نام به یک مهارت، یک مسئولیت و یک شبکه هماهنگ متصل شود.

ثبت‌نام، آمادگی نیست؛ آموزش و تمرین است که آمادگی می‌سازدممکن است شروع این آموزش‌ها دیر شده باشد، اما برای آغاز، هنوز دیر نیستما نباید منتظر بمانیم تا بحران بعدی برسد و تازه بپرسیم چه باید کرد.

جنگ و بحران برای ما زمان طراحی سناریو نمی‌گذارند؛ سناریو باید پیش از بحران آماده و تمرین شده باشدو هرمزگان، با جغرافیای خاص و جایگاه راهبردی خود، بیش از هر زمان دیگری به یک برنامه دقیق، منطقه‌محور و عملی برای آموزش و تجهیز مردم نیاز داردسؤال نهایی ساده است: اگر امشب بحران به محله ما رسید، آیا هر خانواده می‌داند در دقایق نخست دقیقاً چه باید بکند؟

اگر پاسخ روشن نیست، زمان آموزش، تجهیز و تمرین همین امروز است.

انتهای پیام/ اسماعیل زارعی

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
Search